جوک لری

اکتبر 29th, 2009

لره شب عروسی به پسرش میگه:  پسرم سفت ترین جای بدنتو بکن جایی که   «
دخترا میشاشن صبح میبینه: کله پسره تو چاه فاضلاب گیر کرده

یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن   «
تو اینجا چکار«می کنی؟؟ میگه من جایزشم

به یه لره میگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفیا لره… جسیکا تی لر…لره  «
هاردی…هیت لر ! تازاش هم یه مولکول کشف کردیم که اسمش اینه: کلر …..

به لره میگن: دخترتو به کی دادی؟ میگه: غریبه نیست. دامادمه  «

لره خیلی بی تربیت بوده، هر جا میرفته یه سوتی اساسی میداده. یه روز میره  «
خواستگاری، براش چایی میارن با شکر، یادشون میره قاشق بیارن.
لره برمی‌گرده میگه: باید با کـ..رم هم بزنم؟!

ه لره میگن: ببخشید شما لرید؟‌ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم؟!  «
لره میخواسته ترتیب گاوشو بده، گاوه میگه: ما، ما! لره میگه: خفه‌شو، اول ما، بعد   «
تو!

خرسه به یکی حمله میکنه و میگه: ویاوخوام وخورمت! طرف میگه: اِ؟ میه تونم لری؟  «
خرسه میگه: ها، ما حیوونا همه لریم، وجز خر که ترکه!
لره بالا پشت بوم میخوابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده

يارو لره به دختر دهشون تجاوز ميكنه ميبرنش دادگاه ! قاضي بهش ميگه مرتيكه چرا اينكارو كردي ؟ لره ميگه آي قاضي … شب مهتو … لب او … تو بيدي نميكردي ؟ قاضي ميگه نه ! لره ميگه برو گي تو بخور

لره دیش ماهوارشو می‌ذاره روی پشت بوم، روش می‌نویسه: کولر

یه روز یه لره م ی گ و ز ه یه متر میپره هوا، میگن: چی شد؟ میگه: تو دنده بود
به لره میگن: ساعت داری؟ میگه: ساعت چیه مرد باید خا…ه  داشته باشه

لره باباش آتیش می‌گیره، جو می‌گیردش، از رو باباش می‌پره

به لره میگن: جسم شفاف چیه؟ میگه: جسمی که از این ورش اون ورش دیده شه. میگن: مثال  بزن: میگه: نردبون
لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره، جلسة اول از مربیش   «
می پرسه: این چراغ رنگیه چیه؟! یارو میاد سرکارش بگذاره، میگه: این
چراغ راهنماییه؛ وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن، وقتی زرده شهرستانی‌ها
و قرمز هم مال لراست! خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده
وقبول میشه، روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب
طبعاً رد میکنه. افسره داد میزنه: راننده پیکان، بزن کنار! لره سرشو از
پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم… مــن لـُـــرُم!! افسره یک
نگاه میندازه، میگه: باشه بابا…برو…برو

لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محکم میکشیده رو هم، ازش   «
میپرسن: چرا اینقدر با فشار وضو میگیری؟ میگه یه وضو بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه

شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن

1روز یه لره میره پیشه خدا میگه:  خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر   «
باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن…. میره تو بیابون شنا میکنه
یهو میبینه ترکه با قایق موتوری میاد رد میشه !
به لره می گن بچت چرا این قدر زشته؟ می گه شو تاریک . سوراخ تنگ . منم   «
دست تنها می خواستی الن دلون درست کنم

یه روز یه لره از خواب می پره دست وپاش می شکنه

دوست لره می خواست بره مسافرت.لره موقع خداحافظی خیلی دلش براش تنگ   «
میشه.خلاصه هی ماچش میکرد. دید که ماچ کردن چیزی از دلتنگی ش کم نمیکنه
به دوستش گفت فایده نداره بگیر بخواب تا بکُ..مت!

لره یه دوچرخه می خره سوار میشه میاد خونه بچه ی لره از دور باباشو   «
میبینه بعد میره به مامانش میگه:  مامان مامان یه چیز رفته تو کون بابا
هر چقدر هم که دست و پا میزنه در نمیاد

از لره می‌پرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم اونم بلد نیست .
بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید… خیلی خیلی عذر   «
میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه:
ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!
لره سلمونی داشته. یه روز میخواسته بگوزه به شاگرد سلمونی میگه: برو   «
بیرون نگاه کن اینطور که بوش میاد می خواد بارون بباره. پسره میره
بیرون، زود میاد میگه نه آسمون صاف صافه. یارو نمی رسه کارشو بکنه.
دوباره به شاگرده میگه،‌هوا بدجوری گرفته، برو ببین بارون نمیاد. پسره
دوباره میره، زود میاد. لره بازم نمیتونه کارشو بکنه. خلاصه بار سوم
پسره رو میفرسته و ایندفعه سریع میگوزه و اَنشم باش میاد. پسره میاد تو
میگه: والا اوستا اینجورکه بوش میاد میخواد از آسمون اَن
بباره!

لره شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه …  «
شب می شه … ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه
زنش می پرسه:  کجا بودی تا این وقت شب ؟ غضنفر می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم
تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم ! ! !

لره میخواسته آتش نشان بشه.  «
توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف
آب نباشه چه کار میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم

يه روز دوتا لر سوار يه تاكسي ميشن. تاكسيه پژو بوده. بعد يكي از لرا به راننده ميگه: اقاي راننده يه نوار بزار حال كنيم. راننده ميگه: خودت يكي از تو داشبورت انتخاب كن بزار. لره هم از تو داشبورت بين چند تا نوار يه نوار ويديو پيدا ميکنه هر چي سعي ميكنه بزاره تو ضبط نميتونه بزاره اون رفيقش مي زنه تو سرش ميگه اي گيج اين نوار مال تريلي نه پژو

لره هر روز زنگ يک کليسا رو مي زده و در مي رفته. آخر پدر روحاني شاکي ميشه، يک روز پشت در کمين مي کنه، تا طرف زنگ مي زنه، خرشو مي گيره و مي پرسه چيکار داري؟ يارو حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، حضرت عيسي هست؟!

از لره مي پرسن خدا كجاست ؟ مي گه نمي دونم ولي هر جا هست ابوالفضل نگهدارش باشه

تركه و لره با هم ميرن شكار، منتها فقط لره تفنگ داشته. خلاصه وسطاي جنگل بودن كه يهو يك شير هيكلي ميگذاره دنبال تركه! خلاصه اون بدبخت هم جفت ميكنه، شروع ميكنه با آخرين سرعت دويدن، و درضمن سر لره داد ميزده كه: بكشش…بكشش! لره هم تفنگشو در مياره، نشونه ميگيره، بنگ! ميزنه يك تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره شاكي ميشه، سريع تر ميگذاره دنيال تركه…. اون بدبخت هم باز در عين دويدن، داد ميزنه: بكشش…بكشش!! باز لره نشونه ميگيره، اينبار ميزنه اون يكي تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره ديگه پاك شاكي ميشه، با چشماي خون گرفته ميگذاره دنبال تركه… اون بدبخت هم در عين اينكه داشته با همه وجود ميدويده، داد ميزنه…بابا بــكـــشــــش! بـــكـــشـــش!! لره دوباره نشونه ميگره، …بنگ! اينبار كير اقا شيره كنده ميشه! تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: بابا اين ميخواد منو بخوره، نميخواد كه بكنه

يه نفر ميخواسته از ايتاليا به رفيق تهرانيش زنگ بزنه.ولي عوضي مي افته لرستان.ساعت هم 5.5 صبح بوده لره با عصبانيت گوشي رو بر ميداره . ايتالياييه مي گه آنتوني ،لره نعره ميزنه اَن توني که 5 صبح زنگ ميزي خونه مردم

جوک های ترکی باحال

اکتبر 17th, 2009

به ترکه می گن: بابات به رحمت ایزدی پیوست. میگه رحمت ایزدی دیگه کیه؟ می گن نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت. میگه دیار باقی دیگه کجاست؟ می گن یعنی دار فانی را وداع گفت. میگه دار فانی دیگه چجور داریه؟ می گن یعنی رخت از این دنیا بر بست. میگه منظورتون رو نمی فهمم. می گن الاغ! بابای خرت مرد میگه: خر من که بابا نداشت!

ترکه میره پیک نیک زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه.غضنفر میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از کلی جر و بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه کامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تکان نمیخورن کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.غضنفر به زنش میگه اگه زیر درخت بودیم الان مرده بودیم

یه غضنفر میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن… «
۶۰ تاشون حالیش می کردن!!!

یه غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا…این چه آشناست ! بعد از «
یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم… این همون کره خریه که امروز تو
آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من !

به غضنفر می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام «
درسمو ادامه بدم !!

یه روز غضنفر میره داروخانه میگه اقا ببخشید کاندوم دارین دکتوره که فارس بود «
میخواد غضنفر رو دست بندازه میگه: داریم عزیزم ولی انواع مختلفه میخی گیفی
عسلی و… داریم. از کدوم یکی بدم. غضنفر میگه:والاه منکه از اینجور چیزا
سر در نمیارم ولی فکر کن. طرف خواهر مادر خودته یچیز خوب بده.

غضنفر میره پرنده فروشی طوطی بخره یه جغد میکنن تو پاچش. میاد خونه بعد یه «
مدتی دوستش میاد پیشش میگه: طوطیت حرف هم میزنه؟ میگه: حرف که نمیزنه،ایلده خوب دقت
میکنه !

یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن «
بوده جواب میده بله. غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم

غضنفر می ره توالت افتابه رو می شکنه یکی می گه چرا افتابه رو شکوندی؟ «
می گه ایلده واسه من فیگور می گیره پدر سگ

یه اردبیلی با یه اردکانی دعواش میشه، می‌گه: ارم به ارت در، بیلم تو کونت! «

غضنفر واسه رفیقاس خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن. «
رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ غضنفر یه
خورده فکر می کنه بعد می گه: اهان خیآبون شهید بروسلی

غضنفر پتروس فداکارو با دهقان فداکار قاطی می کنه  «
می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار

غضنفر عاشق می شه روی در خونشون تابلو می زنه بزودی  «
در این مکان عروسی برگزار می شود

ترکه شب ادراری داشته. یه روز صبح از خواب بیدار میشه میبینه جاش خشکه! «
از خوشحالی میرینه !
می دونی چرا دوتا ترک نمی تونن کنار هم بخوابن ؟ برای اینکه تا صبح دعوا می کنن که  «
کی وسط بخوابه!!!
به غضنفر می گن اون جهنمه اون بهشت کدومشو می خوای بری. غضنفر می بینه  «
جهنم خیلی ردیفه و کلی حوری ریختن توشو دار و درخت و از این حرفا.
میگه می رم جهنم. تا پاشو میزاره آتیش و این حرفا میریزه سرش.
میگه چی شد. می گن آخه چند وقت بود کسی نمی اومد اینجا
رفته بود رو اسکرین سیور

غضنفر میره لایه ازون رو بدوزه، اما بر نمیگرده. میبینن لایه ازون رو از بیرون  «
دوخته

دو تا غضنفر با لگد میزدن به تخم هم. یکی میگه: دردتون نمیگیره؟ ترکا میگن: نه  «
پوتین پامونه

تو تبریز می بینن که بعد از چهارشنبه سوری بیشتر آسیب دیده ها سرو دست و پا شکسته  «
ها هستن تعجب می کنن میرن تحقیق می کنن می بینن ترکا آتیش رو کنج دیوار روشن کردن
بعد می خاستن از روش بپرن می خوردن به دیوار

غضنفر میخوره به دیوار میگه ببخشین

یه روز یه غضنفر میزنه ننه و باباش رو می کشه٬ ازش میپرسن چرا کشتیشون؟میگه  بعد  «
چهل سال به رابطه کثیفشون پی بردم!

خواستگاري خرکی

اکتبر 13th, 2009

خران موجوداتی هستند بس باهال ! حالا بعد ها میخونید این وبلاگ رو میفهمید
funny-Donkey_khar
خری آمد به سوی مادر خویش                 بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری                   اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا ای پسر جان                     تو را من دوست دارم بهتر از جان

ز بین این همه خرهای خوشگل                 یکی را کن نشان چون نیست مشگل

خرک از شادمانی جفتکی زد                   کمی عرعر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربان نگاهت                    به قربان دو چشمان سیاهت

خر همسایه را عاشق شدم من                   به زیبایی نباشد مثل او زن

بگفت مادربرو پالان به تن کن                 برو اکنون بزرگان را خبر کن

به آداب و رسومات زمانه                       شدند داخل به رسم عاقلانه

دو تا پالان خریدند پای عقدش                  به افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یک تویطه                    همانطوری که رسم است در قبیله

خر عاقد کتاب خود گشایید                       وصال عقد ایشان را نمایید

دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟                    به عقد این خر خوشتیپ درآیی؟

یکی از حاضرین گفتا به خنده                  عروس خانم به گل چیدن برفته

برای بار سوم خر بپرسید                        که خر خانم سرش یکباره جنبید

خران عرعرکنان شادی نمودند                 به یونجه کام خود شیرین نمودند

به امید خوشی و شادمانی                        برای این دو خر در زندگانی

کزین پس هیچ خری  دپرس نماند                     فقط کانکت شود و جوک بخواند

اس ام اس جوک خفن با افتخار قدرت‌گرفته از پوسته سیمپلا طراحی‌شده توسط فو. قدرت‌گرفته از وردپرس