جوک های ترکی سری سوم
می 19th, 2010
ترکه میره امتحان واسه گواهینامه پایه یک بده .. افسره ازش می پرسه : لرزش پیستون می تونه از چی باشه ؟؟ میگه : والاه فچ می کنم لرزش پیستون از شل بودن کرست باشه !
یارو يه ساعت پيدا ميكنه ميگه :
اين ساعت آبي زيمنس مال كيه ؟
يه آقايي ميره ميگه مال منه .
یارو ميگه نشونيشو بده.
اقاي ميگه :آبي زيمنس .
یارو ميگه : اينا رو كه خودم گفتم تو بگو ساعت چنده؟!؟
یه یارو پسرشو میبره آزمایش کنه، ببینه دیوونه است یا نه! دکتر به پسره میگه: برو با این آبکش آب بیاریارو میگه: این خسته است، بذار خودم برم بیارم
تو جبهه از هر طرف خمپاره مي يومده .يکي داد مي زنه :سنگر بگيريد .یارو از اون ور مي گه : واسه من بربري بگيريد.
به یارو مي گن :بيا اين عرقو بخور. یارو مي خوره و بعد از 10 دقيقه ميگيردش .بهش ميگن آب بود که خوردي.مي گه : دير گفتين ديگه منو گرفته!
به یارو مي گن چي شد ترک شدي ؟ مي گه: بچه بودم خر گازم گرفت واکسن که نبود اون موقع ها !!!
یارو با کلید گوششو تمیز میکنه گردنش قفل میشه
استاد دختره رو میبره پای تخته، میگه دستگاه تناسلی زن رو بکش دختره خجالت می کشه سرشو می ندازه پایین ،غضنفر داد میزنه میگه استاد داره تقلب می کنه !
ترکه جفتگیری خر رو میبینه به زنش میگه: ببین اصل کردن همینه، من مراعات تورو میکنم !
یارو میره “استریپ شو”بعد از چند ساعت به رفیقش میگه:پاشو بریم،از اول هم معلوم بود این دختره زورش نمیرسه این میله رو كج كنه
خره داشت تو خاك غلت میخورد
رشتیه به ترکه میگه فامیلتون داره چكار میكنه؟
ترکه گفت: مادرتو گاییده،آب نیست غسل کنه
داره تیمم میكنه!
یارو پدر زنش میمیره , شب نمیدونسته چه جوری به زنش بگه دلش میخواد، میگه: خانم شلوارتو در بیار ببینیم چه خاكی باید تو سرمون بریزیم
غضنفر هندونه میبره سر قبر باباش برای خیرات ، پارش میکنه میبینه سفیده میگه ریدم تو اون روحت با اون شانست!
ترکه بادوست دخترش خلوت میکنه دختره میگه شلوارتو دربیار بخورمش ترکه میگه شلوارم کثیفه بیا پیرهنمو بخور
منبع: جوک های ترکی

می 19th, 2010 در 4:50 ق.ظ
مرد مومن برو لهجه و زبان خودتو مسخره کن زبان ترکی یا هر لحجه و زبان دیگه ارزش و اهمییت خودشو داره چرا به باد سخره میگیرین؟حداقل به جای سخره کردن لهجه و زبان یک مرز و بوم از کلمات دیگه استفاده کن
می 19th, 2010 در 5:12 ق.ظ
با سلام دوست و همكار عزيز ما شما را لينك كرديم
انتظار داريم………………
http://amiramozeshkh.blogfa.com/
amir_kh66630@yahoo.com
با تشكر
می 20th, 2010 در 10:49 ق.ظ
خوب بود ممنون, ولی همیشه نیاز نیست که ادم از هرراهی استفاده کنه واسه خندوندن ,مسخره گرفتن قومها ی ایرانی زیاد هم جالب وخنده دار نیست,
می 20th, 2010 در 1:31 ب.ظ
10met garm kheili bahale man harruz sar mizanam
می 20th, 2010 در 11:44 ب.ظ
سلام دوست عزيز آيا ميخواهيد هر روز بدون كوچكترين آبديت كردن وبلاگ يا سايت شما بطور اتوماتيك آبديت شود شما تا حالا كدهاي بسياري ديديد يك نوع فال يا طالع بيني در خود داشته اما امروز كدي را به شما معرفي ميكنم كه بيش از 90 نوع فال وطالع بيني در خود داره درسته در يك كد بييش از 90 نوع فال وطالع بيني شما با قرار دادن اين كد
آبديت هر روزه آنر خواهيد داشت اين كددر اندازه بسيار كوچك ميباشدشما ميتوانيد اندازه آنرا به دلخواه كوچيكتر يا بزرگتريا به هر اندازه اي بكنيد كد اول كه براي شما گذاشتم كدي است ساده وكددوم كدي است كه شما با قرار دادن آن در وب خودتان لينگ خود را ميتوانيد براي ما ارسال كنيد تا ما شما را لينگ كنيم در زير كد دوم دوست عزيز با قرار دادن يك كد در وب وگرفتن بيش از 90 مطلب با آبديت هرروزه آروزي همه است پس ترديد نكنيد با تشكر
كداول بدون لينگ
document.write (”);
كد دوم با لينگ
document.write (”);
می 21st, 2010 در 11:55 ق.ظ
باحال بوووووود
می 22nd, 2010 در 7:56 ق.ظ
khob bood….
می 22nd, 2010 در 11:13 ب.ظ
ترکه مهمان خانواده یک فارسی شده بود. خدمتکار آمد وگفت برای خوردن انگور داریم، انجیر داریم، انبه داریم، انار داریم، … ترکه گفت شما فارسها چقدر ان می خورید
می 23rd, 2010 در 12:26 ق.ظ
سلام حال احوال؟
خوبی؟
جک های جالبی بود تا حالا نشنیده بودم
می 23rd, 2010 در 5:31 ق.ظ
بچه تهرون رفيقش رو تو خيابون ميبينه، ميگه: هي ميگن تركا خرن، تركا خرن، به خدا راست ميگن! رفيقش ميگه: چطور مگه؟ ميگه: مثلاً اين اصغر آقا، مرتيكه ترك خر! خودش زن دارهها، ولي مياد زن منو ميگاد!
می 23rd, 2010 در 5:32 ق.ظ
بچه تهرون داشته سلانه سلانه از يك خيابون ميگذشته، يك كاميونه منتظر بوده كه رد شه. راننده كاميونه هي بوق ميزنه، يارو اهميت نميده. آخر رانندهه سرشو از پنجره ميكنه بيرون، ميگه: هـوي.. بچه كوني! يا ازونجا رد شو، يا پياده ميشم ميگيرم ميكنمت! اواهه هم برميگرده ميگه: آخه چقدر حرف، چقدر وعده؟!
می 23rd, 2010 در 5:34 ق.ظ
بچه تهرون ميره قزوين و بر ميگرده. ازش ميپرسند: چي شد، بلايي سرت نيومد؟ كاريت نكردن؟ ميگه: نه بابا خيلي هم خوب بود. ما رو بردن خونشون، بهمون غذا دادن، شب هم با هم نشستيم عرق خورديم و خلاصه خيلي هم حال داد. بهش ميگن: بابا خوب فكر كن ببين كاري باهات نكردن؟ يارو دوباره ميگه: نه والله، هيچي نشد، من كه چيزي يادم نمياد… آهان! فقط يك چيزيو من آخر نفهميدم، من هميشه وقتي عرق ميخوردم فردا صبحش سرم درد ميگرفت، اين دفعه نميدونم چرا فرداش كونم درد ميكرد؟
می 23rd, 2010 در 5:35 ق.ظ
بچه تهرون داروخونه ميزنه، رو درش مينويسه: فروش نوار بهداشتي با نصب در محل!
می 23rd, 2010 در 5:35 ق.ظ
به فارسه ميگن: يه سگ شناسنامه دار اصيل سراغ نداري ، ميگه: مادرم!
می 23rd, 2010 در 5:36 ق.ظ
تركه نشسته بوده كنار جوب، نون خشك ميزده تو آب جوب ميخورده وهي ميگفته خدايا شكرت! يه بچه تهرون بهش ميگه: بدبخت! تو كه داري نون خشك با آب جوب ميخوري، ديگه چرا هي خدا رو شكر ميكني؟ تركه ميگه: اگه خدا از جنس فارسا نباشه اين شكر كردن براش از صد تا فوش خواهر مادر بد تره …..!
می 23rd, 2010 در 5:37 ق.ظ
تهرانيه ميره تبريز از يه تركه ميپرسه: ساعت چنده؟ تركه ميگه: يك و نيم. تهرانيه ميگه: يدور بده بكنيم! تركه خيلي بهش بر ميخوره، مياد تهران، ميره تو ميدون انقلاب واميسته، صبر ميكنه تا ساعت يك و نيم بشه. ساعت يك و ربع حوصلش سر ميره، به يكي ميگه: آقا ساعت چنده؟ ميگه: يك و ربع. ميگه: يدور بده بكنيم! يارو ميگه: اون كه مال يك و نيمه! تركه ميگه: خوب يه ربعشم ساك ميزني!
می 23rd, 2010 در 5:38 ق.ظ
دوتا خانوم تهروني نشسته بودن تو تاكسي، همينجور داشتند از هر دري صحبت ميكردند. يكيشون بر ميگرده به اونيكي ميگه، شما شغلتون چيه؟ يارو جواب ميده: والله من كارم نسبتا راحته، صبح پا ميشم صبحونه ميخورم، ميرم بيرون يك دوري اطراف ميزنم، ميام خونه دوش ميگيرم، دوباره ميرم بيرون،يك مقدار تو خيابون پرسه ميزنم، ميام خونه دوش ميگيرم، بعد ناهار ميخورم، ميرم بيرون يك مقدار ميگردم، دوباره ميام خونه يك دوش ميگيرم، بعد ميرم باز چند ساعت قدم ميزنم، بر ميگردم خونه دوش ميگيرم، ميخوابم… شما شغلتون چيه؟ اونيكي زنه جواب ميده: والله منم مثل شما جندم، منتها اينقدر وسواس ندارم!
می 23rd, 2010 در 5:38 ق.ظ
بچه تهرون صداش خيلي نازك بوده، ميره دكتر. دكتره بهش ميگه: تنها راه مداواي صداي شما اينه كه خايههاتونو جراحي كنيم، درآريم. فارسه ميگه: نه مرسي اقاي دكتر، همين جور بهتره. خلاصه ميگذره و بعد از يك مدتي داشته تو دريا شنا ميكرده كه يه كوسه ميبينه، داد ميزنه: (با صداي نازك) كـمـك! كـمـك!… (با صداي كلفت) كـــوســـه!
می 23rd, 2010 در 5:39 ق.ظ
بچه فارسه با باباش ميره حموم، كير باباش رو ميبينه، ازش ميپرسه: باباجون اين چيه؟ ميگه: اين دودوله. دختره ميگه: اَه! چه اسم كيريي داره!
می 23rd, 2010 در 5:40 ق.ظ
يارو تهرونيه ميخواسته سر به سر رفيق تركش بگذاره، بهش ميگه: دويدم و دويدم، به خونتون رسيدم، ازرو ديوار پريدم، خوارتو من گاييدم! تركه هم ميگه: منم اومدم خونتون، ننتو گاييدم! تهرونيه ميگه: برو بابا! اين كه وزن نداره! تركه ميگه: خوب حقيقت كه داره!
می 23rd, 2010 در 5:40 ق.ظ
فارسه ميخواسته دور كمرشو اندازه بگيره، يه خطكش ميكنه تو كونش ضربدر 3.14 ميكنه!
می 23rd, 2010 در 5:41 ق.ظ
فارسه التماس به مادرش ميكنه كه يه بار بكندش مادره شاكي ميشه كه بابا تو ديگه چه تخم سگي هستي بچه ميگه آخه فردا با دوست دخترم هستم مي خوام تمرين كنم !!!
می 23rd, 2010 در 5:41 ق.ظ
تركه يه جنده فارس بلند كرده آورده بوده خونه، جندهه همينجوري كه داشته ساك ميزده، كير تركه رو با دندون ميگيره ميگه 500 تومن اضافي ميدي يا قطعش كنم ،تركه همبلافاصله ميگه جنده خانم ول ميكني يا بشاشم به گلوت ؟
می 23rd, 2010 در 5:42 ق.ظ
تهروني و رشتيه تو جهنم هم ديگه رو ميبينن. رشتيه به تهروني ميگه: تو چه جوري مردي؟ تهروني ميگه: والله من از سرما مردم، تو چه جوري مردي؟ رشتيه ميگه: من از تعجب مردم! بسيجي ميگه: يعني چي؟ چطوري از تعجب مردي؟! رشتيه ميگه: والله من رفتم خونه، ديدم خانم لخت خوابيده رو تخت، زير تخت رونگاه كردم هيچكي نبود، تو كمد رو نگاه كردم،كسي نبود، تو حموم، تو انباري، تو دستشويي، خلاصه همه جا رو نگاه كردم ولي هيچكي نبود. منم از تعجب سكته كردم مردم! تهروني ميگه: خاك بر سرت! تو فريزر رو هم نگاه ميكردي، نه تواز تعجب ميمردي، نه من از سرما!
می 23rd, 2010 در 5:42 ق.ظ
يك پيرزنه فارس ميخواسته بره مجلس ختم، چشمش خوب نميبينه، اشتباهي در خونه همسايه رو ميزنه. از قضا تو اون خونه هم سه تا بچه تركه فيلم سوپر ديده بودن و اساسي راست كرده بودند. پير زنه ميپرسه: ننه جون اينجا مجلس ختمه؟ ميگن:آره ننه، اونم چه مجلسي! خلاصه ميارنش تو خونه و سه ساعت اساسي ميكننش. وقتي كارشون تموم ميشه، پيرزنه همينجور كه داشته بندوبساطشو جمع ميكرده كه بره، برميگرده ميگه: ننه جون، مديون آقا امام رمونيد اگه شب سه و هفت و چهلم اون مرحوم منو دعوت نكنيد!
می 23rd, 2010 در 5:43 ق.ظ
تركه ميره پيش خانم دكتر فارس ميگه: خانم دكتر تخمم درد ميكنه، دكتر دست ميزنه ميگه: الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده!
می 23rd, 2010 در 5:44 ق.ظ
يه بچه تهرون چكش تو قزوين برگشت ميخوره ميفته زندون، با خودش ميگه الان اينا ترتيب ما رو ميدن، بگذار يكم خالي ببنديم، بلكن بترسند. شروع ميكنه ميگه: آره من دو نفر رو خفه كردم، تو يك درگيري سه تا پليس كشتم، شيش تا بي معرفت رو تو يك شب كاردي كردم، بهمين ديروز هم يك نالوطي رو با ساطور كشتم! يارو قزوينيه بهش ميگه: بالام جان تو ما رو هم كشتي!
می 23rd, 2010 در 5:45 ق.ظ
پسره تهروني خيلي تخس بوده و دهن بابا ننه و در و همسايه رو سرويس كرده بوده. خلاصه آخرش مامانش شاكي ميشه ميبردش پيش يه روان شناس كه از قضا از همشهرياي آذربايجاني بوده. ميگه: آقاي دكتر اين پسر من خيلي اذيت ميكنه، پدر مارو دراورده، اصلا حرف گوش نميده، زده تلويزيون رو خراب كرده، شيشه همسايه رو شكسته، ماشين صاحب خونه رو آتيش زده. دكتره ميگه: خانم شما برين روي اون تخت لخت شين تا ببينيم چيكارش ميتونيم بكنيم! زنه ميگه: آقاي دكتر من گفتم پسرم شيطونه شما ميخواين منو معاينه كنيد؟ دكتره ميگه: خانم شما بفرماييد لخت شين! بنده چهل و پنج ساله كه پزشك روانشناسم. زنه باز ميگه: آقاي دكتر! شما مثل اينكه متوجه نشديد، من ميگم پسرم اذيت ميكنه. دكتره ميگه: بله خودم ميدونم ولي همچين بچه اي رو بايد مادرشو گاييد!
می 23rd, 2010 در 5:45 ق.ظ
تركه ميره داروخونه ميگه: آقا بي زحمت 99 تا كاندوم بدين! يارو با تعجب ميگه: بابا ايوالله! چه كمري داري تو! چقدر ميكني، ديگه بيا مارو هم بكن!! تركه ميگه: باشه سگ خور! 100 تا بده!
می 23rd, 2010 در 5:46 ق.ظ
تركه ميره داروخونه ميگه: ببخشيد كاندوم دارين؟ ياروميگه: بله، چه نوعش رو ميخوايد؟ تركه ميگه: يعني چي؟ يارو ميگه: ببين قربان، كاندوم چندين نوع داره: مثلا خاردار، روغني، رنگي، ليموئي… تركه گيج ميشه، ميگه: ببين برادر من اين چيزا رو نميفهمم، خودت يه چيز خوب بده؛ فرض كن خواهرمادر خودته!
می 23rd, 2010 در 5:47 ق.ظ
بچه تهرون ميره قزوين، قزوينيا دنبالش ميكنن كه ترتيبشو بدن. تهروني از اين كوچه به اون كوچه فرار ميكنه تا ميرسه به يه بن بست. با خودش ميگه حالا چه گهي بخورم؟! كه يه دفعه ياد سريال امام علي ميفته، ميگه:ها! منم مثل عمر و عاص لخت ميشم و نجات پيدا ميكنم. سريع لخت ميشه و قزوينيا هم كه همينو ميخواستن ميگيرن تا دسته ميكننش! بچه تهرون با بدبختي بلند ميشه با آه و ناله ميگه: آي! پدر سوخته اين صدا و سيما اونقدر سانسور ميكنه كه آدم نميفهمه آخر فيلم چي ميشه!
می 23rd, 2010 در 5:48 ق.ظ
بچه تهرون زنش حشري نميشده. ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر! يه چيزي بدين كه اين زن ما حشري بشه. دكتره يه دارو بهش ميده ميگه: ازين قطره بريز تو غذاي زنت، ولي يوقت خودت نخوريها! بچه تهرون ميره خونه، يكم از دوا ميريزه تو غذاي زنش، بعد با خودش ميگه: اين دكترا همش كس شعر ميگن! بگذار خودم هم يكم بخورم امشب خوب حال كنيم! خلاصه خودشم بقيش رو ميره بالا. شب خوابيده بودند بغل هم، زنش ميگه: عزيزم! ميگه: جانم؟! زنه ميگه: من كير ميخوام! بچه تهرون ميگه: آي گفتي!
می 23rd, 2010 در 5:48 ق.ظ
تركه با خانومش ميره پيش دكتر. ميگه: آقاي دكتر من يه مشكلي دارم، روم نميشه بگم. دكتره ميگه: عزيزم بگو، مسئله اي نيست. تركه ميگه: آقاي دكتر من بلد نيستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره ميگه: بابا اين كه كاري نداره، خوب خانوم ميخوابند زير، شما ميخوابي رو، بعد هم شما آالت تناسليت رو ميكني تو آلت تناسلي خانوم. تركه ميگه: آقاي دكتر من اين چيزا رو نميفهمم. اگه ميشه شما يه بار اينكارو انجام بديد، من ببينم ياد بگيرم. دكتره ميگه: باشه و زنه رو ميخوابونه رو تخت، لباساش رو در مياره، تا دسته ميكنه. كارش كه تموم ميشه، تركه ميگه: آقاي دكتر اگه ميشه بگذاريد منم يه بار امتحان كنم ببينيد خوب ياد گرفتم يا نه. خلاصه تركه هم ميفته رو زنه واساساً ترتيبشو ميده. قضيه ميگذره، تا بعد از يكي دوهفته، باز دكتره ميبينه تركه و زنش اومدن تو مطب. ميپرسه: دوباره مشكلي پيش اومده؟ تركه ميگه: والله آقاي دكتر، ميبخشيد، بنده شرمندم. من اونكاري كه شما اون سري يادم داديد رو يادم رفته! اگه ميشه يك بار ديگه نشونم بديد. باز دكتره يك دست اساسي ترتيب زنه رو ميده و بعدش دوباره تركه امتحان ميكنه ببينه ياد گرفته يا نه! خلاصه اين قضيه چند هفته پشت سر هم تكرار ميشه. يك روز دكتره و رفيقش داشتن از خيابون رد ميشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خيابون ميبينن. دكتره به رفيقش ميگه: اون يارو رو ميبيني؟ ازون تركاي خره! هر هفته زنشو مياره مطب ما ميكنيم! تركه هم به دوستش ميگه: اون يارو دكتره رو ميبيني؟ خيلي پخمست! هروقت خانوم بلند ميكنيم مكان نداريم، ميبريم مطب اين ميكنيم!
می 23rd, 2010 در 5:49 ق.ظ
تهرونيه با زنش قرار داشته كه هر وقت هواي سانفرانسيسكو كرده بودم، ميگم: ماشين لباسشويي رو روشن كن، لباس چرك دارم. يه روز مرده ميخواسته يه حالي بكنه، به بچشون ميگه برو به مامان بگو لباس چرك دارم. بچه ميره و بر ميگرده، ميگه مامان گفت: برو بگو فعلاً وقت ندارم. دوباره بعد از يك مدتي مرده به بچه ميگه برو بگو كلي لباس چرك دارم، اون ماشين لباس شويي رو روشن كن. بازم بچه مياد ميگه مامان گفت: باشه بعداً، فعلاً اصلاً وقت ندارم. بعد از يه مدتي، زنه به بچه ميگه: برو به بابات بگو اگه ميخواد لباساشو بياره، ماشين لباس شويي رو روشن كنم. بچه ميره و برميگرده، ميگه بابا گفت: نميخواد با دست شستم!
می 23rd, 2010 در 5:49 ق.ظ
ترکه و تهرونيه رفته بودن شکار، ترکه از بالاي تپه با دوربين نگاه مي کرده، تهرونيه هم تفنگش رو آماده مي کرده. يهو ترکه برميگرده به تهرونيه ميگه: اگه زنت بهت خيانت کنه چکار ميکني؟ تهرونيه ميگه: جون تو يه گوله ميزنم تو دهنش! ترکه ميپرسه: با مرده چکار ميکني؟ تهرونيه جواب ميده: اونم به جون سبيلات با يه گوله ميزنم کيرشو داغون ميکنم! ترکه ميگه: ايلده اگه الان زود بجنبي ميتوني يه گلوله صرفه جويي کني!
می 23rd, 2010 در 5:50 ق.ظ
به تركه ميگن: نظرت در باره كير چيه؟ ميگه: والله نميدونم، اگه اين فارسا نبودند فقط به درد شاشيدن مي خورد !
می 23rd, 2010 در 5:51 ق.ظ
تركه مياد تهران پيش رفيقش، يك روز داشتن تو خيابون قدم ميزدن، تهرونيه مرام ميگذاره، ميگه: داااش، بدخواه مدخواه كه نداري؟! تركه هم از سرِ كسخلي يك نگاه اطراف ميكنه، يك يارو قلچماقه رو ميبينه، ميگه: ايلده اون بدخواه منه! تهرونيه هم مياد ديگه سر مرام كم نياره، ميره خِرِ يارو رو ميگيره و ميزنه دهنش رو سرويس ميكنه، صد البته يك كتك سير هم اون وسط ميخوره! سه چهار ماه بعد، تهرونيه ميره تبريز پيش همون رفيقش، يك روز در حين گردش اينبار تبريزيه مياد مرام بگذاره، ميگه: بدخواه كه نداري؟ تهرونيه هم يك نگاه ميكنه، اشاره ميكنه به يك يارو گردن كلفتِ سبيل از بنا گوش در رفته، ميگه اون بدخواه منه. تركه يكم طرف رو نگاه ميكنه، ميگه: ايلده اگه بدخوات اونه كه كـــــــونت پارس!
می 23rd, 2010 در 5:52 ق.ظ
بچه تهرون از اول شب تا پنج صبح يك ضرب فيلم سوپر ميبينه، بعدم تو همون حالِ حالي به حالي پا ميشه ميره سر كوچه يك دست كله پاچه بزنه. يارو براش 2 تا پاچه ميگذاره با يك زبون، بعد ميگه: آبشو بريزم توش؟ بچه تهرون كه هنوز تو جَوِ ديشب بوده، ميگه: نه جـــــونــــي.. نريز توش …آبشو بپاش رو سينم!
می 23rd, 2010 در 5:52 ق.ظ
پسر فارسه مياد خونه، ميبينه مامانش لخت خوابيده رو تخت و داره خودشو ميمالونه، هي ميگه: آاااه… من يك مرد ميخوام.. آااه.. يك مــــرد ميخوام! پسره چيزي نميگيه، ميره دنيال كار و زندگيش. سه چهار روز بعد دوباره وقتي از مدرسه مياد خونه، ميبينه باز مامانش لخت خوابيده رو تخت و همون جريان مالش و من يك مرد ميخوام بر قراره. باز پسره چيزي نميگه و ميره پي بازيش. سه چهار روز بعد مياد خونه، ميبينه اين بار مامانش لخت خوابيده رو تخت و يك مردك سبيل كلفت هم خوابيده روش! پسره تا اينو ميبينه، جنگي ميدوه ميره تو اتاقش، لباساشو در مياره، لخت ميخوابه رو تخت، شروع ميكنه مالوندن خودش و ميگه: آاااه.. من يك دوچرخه ميخوام!
می 23rd, 2010 در 5:53 ق.ظ
زن فارسه داشته ميرفته بيرون، فارسه ميگه: خانوم كجا ميري؟ زنه ميگه: دارم ميرم صدقه بدم. فارسه ميگه: لازم نكرده، بيا اينجا يه دقه بده!
می 23rd, 2010 در 5:53 ق.ظ
بچه تهرون ميره پيش معلمش، ميگه: خانوم ميشه شما زن من بشيد؟! معلمه ميگه: برو بشين سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره ميگه: آره منم حوصله بچه ندارم… اشكال نداره، جلوگيري ميكنيم!
می 23rd, 2010 در 5:53 ق.ظ
به يه تهروني که در تاسيس خانههاي عفاف نقش اساسي داشت ميگويند: هدف شما از تاسيس اين خانهها چه بوده؟ جواب ميده: دخترم برود سر کار. ميگويند چرا در اين خانه ها را نميبندي: جواب ميده: شما ميخواهيد دختر من بيکار بشه؟ چرا نون يک خانواده را ميخواهيد بگيريد؟
می 23rd, 2010 در 5:54 ق.ظ
بچه تهرون داشته تو خيابون ميرفته، يه انگليسيه ازش ميپرسه:Sorry, do you know what time is it? اونمم که تو انگليسي هيچي حاليش نبوده، برميگرده ميگه: من كه نفهميدم چي گفتي، ولي محض احتياط، کس ننه خوار كسدهت!
می 23rd, 2010 در 5:55 ق.ظ
تركه ميره پيش يك دكتر تهروني، ميگه: آقاي دكتر، از وقتي كه به سن پنجاه سالگي رسيدم ديگه روزي سه دفعه بيشتر نمي تونم كس بكنم! دكتره شاكي ميشه، ميگه: ببينم تو اومدي دكتر يا اومدي كونِ منو بسوزوني؟!
می 23rd, 2010 در 5:55 ق.ظ
تركه تو يكي از كوچههاي شمال تهرون داد ميزده: دمکني 500 تومن! دمکني500 تومن! زنه سرشو از پنجره مياره بيروه، ميگه: مادر، تا ته بکوني چند ميشه؟!
می 23rd, 2010 در 5:56 ق.ظ
يه روز يه فارسه با بچهاش سوار تاكسي ميشه. يه دفعه بچه به مامانش ميگه: مامان يادته؟ مامانش ميگه: چي عزيزم؟ بچه ميگه: كه تو آشپزخونه گوزيدي؟!
می 23rd, 2010 در 5:56 ق.ظ
يه بچه تهرون به باباش ميگه: باباجون، امروز من براي اولين بار سكس كردم. باباش خوشحال ميشه و ميگه: دمت گرم، كارت خيلي درسته، انصافا كه ثابت كردي پسر خودم هستي. حالا بشين و مفصل برام جريان رو تعريف كن! پسره ميگه: بابا جون، نميتونم بشينم، هنوز كونم درد ميكنه!
می 23rd, 2010 در 5:56 ق.ظ
از فارسه مي پرسند تو چرا اينقده بي تربيت و ازخود راضي هستين ميگه مشكل ژنتيكيه و بيشتر تقصير اين سگهاي محله است.
می 23rd, 2010 در 5:57 ق.ظ
يه دخترفارس با دوست پسرتركش قرار داشت. باباي دختره به دخترش گفت: دخترم اگه پسره خواست به لاي پات دست بزنه بگو كه اونجا تنوره و دستت ميسوزه! دختره با پسره رفتن بيرون و برگشتن. باباي دختره پرسيد: چي شد؟ دختره گفت: بابا خواست به لاپام دست بزنه، گفتم تنوره، اونهم گفت چه خوب! من يه سوسيس دارم. سوسيس رو گذاشت لاي پام، بعد هم گذاشت تو دهنم تا ببينم كه سوسيس پخته يا نه!
می 23rd, 2010 در 5:57 ق.ظ
تهرونيا به قزوينيها ميگن: پيكان جوانان (پي كان جوانان)
می 23rd, 2010 در 5:58 ق.ظ
يه بچه تهرون خوشگل رفت قزوين و پولش افتاد روي زمين. چون از وضعيت خبر داشت، جرات نميكرد دولا بشه و پول رو برداره. يه پيرمرد از راه رسيد و به پسره گفت: پسرم مشكلت چيه؟ پسره داستان رو تعريف كرد. پيرمرده گفت: پسرم، اين حرفها مال قديم قديمهاست! پسره خوشحال، دولا شد كه پول رو برداره كه يه دفعه پيرمرده يه انگشت درست و حسابي حواله پسره كرد…! پسره با تعجب گفت: تو كه گفتي اين كار مال قديمهاست؟ پيرمرده گفت: پسرم من هم مال قديمم ديگه!
می 23rd, 2010 در 5:58 ق.ظ
از بچه تهرون ميپرسن: داداش جريان اين بوق زدن تو عروسيها چيه؟ ميگه: ما قبلاً تو عروسي يه شعري ميخونديم، الانا ديگه فقط آهنگشو ميزنن. ميپرسن خوب چي ميخونديد؟ ميگه: اوني كه تا ديروز نميداد…ديديد داد…ديديد داد!
می 23rd, 2010 در 5:58 ق.ظ
بچه تهرون با دوست دخترش مشغول كار خير بوده، دختره خيلي حال ميكنه، ميگه: عزيزم… بعد ازدواج هم اينجوري بهم حال ميدي؟ پسره ميگه: آره عزيزم… البته اگه شوهرت بيخودي گير نده!
می 23rd, 2010 در 5:59 ق.ظ
بچه فارسه گنده گوز تو پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: اينجا سيگار نكش. ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم!
می 23rd, 2010 در 5:59 ق.ظ
تركه ميره داروخونه ميگه: آقا كاندوم سياه دارين؟! يارو ميگه: چرا سياه؟! ميگه: همسايه فارسمون مرده ميخوام به زنش تسليت بگم!
می 23rd, 2010 در 6:00 ق.ظ
تهروني ميخواست زنش رو بكنه بچه اش مزاحم بود به بچه ميگه برو جلوي پنجره وايستا هر زن چادر مشكي رد شد پنج تومان بهت ميدم چند دقيقه بعد بچه ميگه باباپنج تومان بنويس به حساب يك زن چادري رد شد، يك خورده بعد دوباره ميگه 20 تومان بنويس به حساب 4 تا زن چادري رد شدن. چند دقيقه بعد بچه ميگه: بابا اگه خانوم آورده بودي مقرون به صرفهتر بود! دهنت سرويس شد چون خونه بغلي ختم بود تموم شد!
می 23rd, 2010 در 6:01 ق.ظ
تركه تو تهرون ميره قصابي ميگه آقا بش كيلو استخون بده . قصابه ميگه چه خبره بيس كيلو استخون مگه مهموني سگاست . تركه ميگه : آره مگه كارت دعوت بدستت نرسيده ؟
می 23rd, 2010 در 6:02 ق.ظ
به تركه ميگن سگك درست كن. يه كم فكر ميكنه، بعد ميره همه بچه فارساي محله رو جمع ميكنه، ميريزه رو هم! بهش ميگن پس سگكهات كو؟! ميگه: اين سگها اينهم سگكها !
می 23rd, 2010 در 9:02 ق.ظ
سلام
خدایی با حال بود
دمت گرم
ایشالا نون وایی بزنی
به کارت ادامه بده
منتظر جوکتی جدید هم هستیم
می 23rd, 2010 در 10:59 ق.ظ
چرا مطلب جدید نمیذاری پس
می 23rd, 2010 در 11:09 ق.ظ
سلام.
جوک های قشنگی بود.
بازم جوک بزار.
می 28th, 2010 در 4:01 ب.ظ
تركه با خانومش ميره پيش دكتر. ميگه: آقاي دكتر من يه مشكلي دارم، روم نميشه بگم. دكتره ميگه: عزيزم بگو، مسئله اي نيست. تركه ميگه: آقاي دكتر من بلد نيستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره ميگه: بابا اين كه كاري نداره، خوب خانوم ميخوابند زير، شما ميخوابي رو، بعد هم شما آالت تناسليت رو ميكني تو آلت تناسلي خانوم. تركه ميگه: آقاي دكتر من اين چيزا رو نميفهمم. اگه ميشه شما يه بار اينكارو انجام بديد، من ببينم ياد بگيرم. دكتره ميگه: باشه و زنه رو ميخوابونه رو تخت، لباساش رو در مياره، تا دسته ميكنه. كارش كه تموم ميشه، تركه ميگه: آقاي دكتر اگه ميشه بگذاريد منم يه بار امتحان كنم ببينيد خوب ياد گرفتم يا نه. خلاصه تركه هم ميفته رو زنه واساساً ترتيبشو ميده. قضيه ميگذره، تا بعد از يكي دوهفته، باز دكتره ميبينه تركه و زنش اومدن تو مطب. ميپرسه: دوباره مشكلي پيش اومده؟ تركه ميگه: والله آقاي دكتر، ميبخشيد، بنده شرمندم. من اونكاري كه شما اون سري يادم داديد رو يادم رفته! اگه ميشه يك بار ديگه نشونم بديد. باز دكتره يك دست اساسي ترتيب زنه رو ميده و بعدش دوباره تركه امتحان ميكنه ببينه ياد گرفته يا نه! خلاصه اين قضيه چند هفته پشت سر هم تكرار ميشه. يك روز دكتره و رفيقش داشتن از خيابون رد ميشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خيابون ميبينن. دكتره به رفيقش ميگه: اون يارو رو ميبيني؟ ازون تركاي خره! هر هفته زنشو مياره مطب ما ميكنيم! تركه هم به دوستش ميگه: اون يارو دكتره رو ميبيني؟ خيلي پخمست! هروقت خانوم بلند ميكنيم مكان نداريم، ميبريم مطب اين ميكنيم!
+1
می 30th, 2010 در 2:56 ق.ظ
به تركه مي گن با (ت)جمله بساز:ميگه تيوپ تريلر تيمور توي تونل تهران-تبريز ترقي تركيد.
می 30th, 2010 در 10:14 ق.ظ
خیلی با حال بود مخصوصا اولی و اخریش خیلی توپ بود بازم بزار
می 31st, 2010 در 12:51 ق.ظ
خفه شو
ژوئن 1st, 2010 در 2:33 ق.ظ
akhe torkaan ke kharan chera be farsa rabtesh midid?
ژوئن 1st, 2010 در 7:15 ق.ظ
تركه با خانومش ميره پيش دكتر. ميگه: آقاي دكتر من يه مشكلي دارم، روم نميشه بگم. دكتره ميگه: عزيزم بگو، مسئله اي نيست. تركه ميگه: آقاي دكتر من بلد نيستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره ميگه: بابا اين كه كاري نداره، خوب خانوم ميخوابند زير، شما ميخوابي رو، بعد هم شما آالت تناسليت رو ميكني تو آلت تناسلي خانوم. تركه ميگه: آقاي دكتر من اين چيزا رو نميفهمم. اگه ميشه شما يه بار اينكارو انجام بديد، من ببينم ياد بگيرم. دكتره ميگه: باشه و زنه رو ميخوابونه رو تخت، لباساش رو در مياره، تا دسته ميكنه. كارش كه تموم ميشه، تركه ميگه: آقاي دكتر اگه ميشه بگذاريد منم يه بار امتحان كنم ببينيد خوب ياد گرفتم يا نه. خلاصه تركه هم ميفته رو زنه واساساً ترتيبشو ميده. قضيه ميگذره، تا بعد از يكي دوهفته، باز دكتره ميبينه تركه و زنش اومدن تو مطب. ميپرسه: دوباره مشكلي پيش اومده؟ تركه ميگه: والله آقاي دكتر، ميبخشيد، بنده شرمندم. من اونكاري كه شما اون سري يادم داديد رو يادم رفته! اگه ميشه يك بار ديگه نشونم بديد. باز دكتره يك دست اساسي ترتيب زنه رو ميده و بعدش دوباره تركه امتحان ميكنه ببينه ياد گرفته يا نه! خلاصه اين قضيه چند هفته پشت سر هم تكرار ميشه. يك روز دكتره و رفيقش داشتن از خيابون رد ميشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خيابون ميبينن. دكتره به رفيقش ميگه: اون يارو رو ميبيني؟ ازون تركاي خره! هر هفته زنشو مياره مطب ما ميكنيم! تركه هم به دوستش ميگه: اون يارو دكتره رو ميبيني؟ خيلي پخمست! هروقت خانوم بلند ميكنيم مكان نداريم، ميبريم مطب اين ميكنيم!
+1
ژوئن 1st, 2010 در 10:06 ق.ظ
سلام
به شما دوستان عزيز
قوي ترين سيستم ميروبلاگ دهي با محوريت جك، شادي و خندوندن مردم افتتاح شده ميتونيد همين الان با ورود به مارجين بلاگ جوك هاي جديد رو بخونيد و جوك هاي جديد خودتون رو ارسال كنيد
http://www.irmargin.com
ژوئن 1st, 2010 در 4:42 ب.ظ
salam kheili jaleb bod ……alan nazarat ba man 62 ta mishe 52 bishtar shode ha be up ………….ey val in mehran jonam dasesh dard nakone koli khandidim mecc dostan felan bye
ژوئن 2nd, 2010 در 12:23 ب.ظ
gokukh daus get oz dilive maskhara ela bisharaf gammaz
3KTOR
ژوئن 2nd, 2010 در 12:24 ب.ظ
YASHASIN TURK VATURKLAR PAKH OLSUN BISHARAF LARIN AZNAAAAAAAAAA
ژوئن 2nd, 2010 در 12:29 ب.ظ
SAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAALAAAAAAAAAAAAAAAAAAAM TUUURK LARA
BU GADA LARI HESABA GOYMIYIN
SAGOL
ژوئن 3rd, 2010 در 8:00 ق.ظ
agar silsan ginada yazagam daus godukh .get oz dilive sare
YASHASIN TURK
ژوئن 4th, 2010 در 5:40 ق.ظ
[...] reading here: جوک های ترکی سری سوم نام و نام [...]
ژوئن 5th, 2010 در 4:15 ق.ظ
سایت خوبی داری اگه موافقی تبادل لینک کنیم اگر موافق بودی مرا بانام جوک لینک کن و به من خبر بده تا شما را لینک کنم
ژوئن 5th, 2010 در 4:17 ق.ظ
آدر س سایت ajok18.mihanblog.com
ژوئن 5th, 2010 در 5:49 ق.ظ
سلام دوس جون
من اومدم جوك بخونم يهو ديدم از زمين نوشتي تا كاوشگره هابل
من اينا گذروندم !
اين كه زمين يه ذره اي بيش در فضا نيست !
و خيلي چيزاي ديگه كه ممكنه حتي استادمم يادش نياشه من خوندمو تو ذهنم هستد
!
خلاصه بگم من از اونجايي كه عاشق فهميدن اسرارم به علم نجوم يه سري زدم !
يه چيزايي هم حاليمه !
خوشال ميشم اگه با هم بيشتر آشنا بشيم
ميخوام از اطلاعاتت در اين زمينه استفاده كنم !
ژوئن 6th, 2010 در 3:28 ق.ظ
اون آقا مهران که داره به فارس فحش میده.من فارس هستم و شیرازی.ما تهران و تهرانی را فارس نمیدانیم.هر کسی فارسی حرف زد فارس نیست.اگر میخوای فحش بدی باید به همونهایی که جوک میسازن فحش بدی نه به فارس.ضمنا یادتون نره که شما ترکها از نفت و گاز مردم فارس استفاده میکنین.البته مردم جنوب ایران شامل فارس-بوشهر -کرمان و هرمزگان فقط فارس هستند.
ترکها مشکلشون رو با تهران حل کنند.
ژوئن 8th, 2010 در 12:25 ب.ظ
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ترکا خرن
ژوئن 10th, 2010 در 12:20 ق.ظ
ha ha ha i love persian jokes. thx mehran i wait for your new joks.
ژوئن 11th, 2010 در 1:43 ق.ظ
سلام دوست عزیز وب قشنگی داری. امیدوارم که به منم سر بزنی
ژوئن 12th, 2010 در 10:54 ب.ظ
این مهران فکر کنم بچه ترکه که اینقد به تریپش بر خورد و همه را حواله تهرونیا کرد
ژوئن 13th, 2010 در 5:21 ب.ظ
به ترک خر مانند مهران میگن فارسا کیا هستن میگه فارسا همونایی هستن که ننه ی مهران ترک خر رو گاییدن
ژوئن 13th, 2010 در 5:25 ب.ظ
يك روز دكتره فارس و رفيقش داشتن از خيابون رد ميشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خيابون ميبينن. دكتره به رفيقش ميگه: اون يارو رو ميبيني؟ ازون تركاي خره! هر هفته زنشو مياره مطب ما ميكنيم! تركه هم به دوستش ميگه: اون يارو دكتره رو ميبيني؟ خيلي پخمست! هروقت خانوم بلند ميكنيم مكان نداريم، ميبريم مطب اين ميكنيم!
+
ژوئن 14th, 2010 در 6:28 ق.ظ
آخه چرا رو ان بچه تهرون اسکی میرین ؟
اینا همش از عقده های درونیه که شما داهاتیا از بچه تهرونا دارین !
ژوئن 15th, 2010 در 7:32 ق.ظ
يارو ازون تيمسار كسخلاي تير فارس بوده، يك روز كله سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چهچه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكيتر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر ترك داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! تركه خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم!
ژوئن 15th, 2010 در 7:34 ق.ظ
دو دختر تهروني داشتن باهم قدم مي زدن يهو يكيش ميگه اه اه چه بوي كيري اومد . اون يكي ميگه ببخشيد عزيزم من بودم آروق زدم .
ژوئن 15th, 2010 در 7:35 ق.ظ
تو ته رون دوتا خانم روي صندلي عقب يك تاكسي نشسته بودند و درباره دوست پسرهاشون صحبت ميكردند. اولي به دومي ميگه: علي رو كه ميشناسي، تازگيها لاپات (منظور خط ريش بلند) گذاشته خيلي بهش مياد…. دومي هم ميگه آره رضا رو هم كه ميشناسي، اونم لاپات گذاشته و… يارو راننده كف ميكنه ميگه حالا كه سنگ مفته بزار ما هم يه سنگي بندازيم شايد خورد به هدف… برميگرده به خانوما ميگه: ببخشيد آبجي، ما هم ميتونيم لاپات بزاريم. يكي از خانوما ميگه: بعله كه ميتونين، فقط بايد يك كمي بزارين بلندشه! راننده هم ميگه: آبجي به خدا رسيده به داشبورد، ديگه از اين بلندتر نميشه!؟
ژوئن 15th, 2010 در 7:39 ق.ظ
ملكه انگليس داشته از يك بيمارستاني ته رون بازديد ميكرده، وارد يك اتاق ميشن، ميبينن مريضه داره رو تخت جلق ميزنه! ملكه جا ميخوره از رئيس بيمارستان ميپرسه: اوه! آقا خواهش ميكنم بفرماييد اين چه وضعيتي است؟ رئيس بيمارستان جواب ميده: چيزه! بله! ببخشيد! يادم اومد. اين مريض ميزان ترشح اسپرمش خيل? زياده، اگر روزي 5 بار تخليه نكنه حالش وخيم ميشه! ملكه ميگه: عجب! حالا فهميدم! خلاصه ازونجا رد ميشن، تو بخش بعدي وارد يك اتاق ميشن، ميبينن يك پرستاره داره براي يك مريض ساك ميزنه! ايندفعه قبل ازينكه ملكه سئوال كنه، دكتره ميگه: اين مريض هم همون مشكل رو داره، ولي اين بخش خدمات بهتري ارائه ميده!
ژوئن 15th, 2010 در 7:40 ق.ظ
زنه فارس ،تو تبريز ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلام خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم، خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، ميگه: ببين آقا آراز ! نگفتم خانم جندست!
ژوئن 15th, 2010 در 7:41 ق.ظ
خانم معلمه ته روني سر كلاس از يه بچه ترك مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه: هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه. معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه: خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه: بپرس. پسره ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: خوب معلومه، سومي! بچهه ميگه: نه…جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد!
ژوئن 15th, 2010 در 7:42 ق.ظ
بچه ته روني از مامانش ميپرسه: مامان جون، اين ممد طبقه پاييني از كجا اومده؟ مامانه ميگه: يه روز بابا-مامانش يه كدو خريده بودن، وقتي بريدنش ممد از توش دراومد. بچهه باز ميپرسه: پس اين عباس طبقه بالايي از كجا اومده؟ مامانش ميگه: اونم مامانش يه كلم خريده بود، وقتي وازش كرد، عباس توش بود. بچهه يه سري تكون ميده، ميگه: عجب! پس فقط تو طبقه ما بكنبكنه!
ژوئن 15th, 2010 در 7:43 ق.ظ
تركه زنگ ميزنه خونه يك ته روني، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: خوب پس بيزحمت بكنيدش تو كونتون! يارو شاكي ميشه و طرف قطع ميكنه. سه چهار روز بعد باز تركه زنگ ميزنه همون خونه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ مرده مياد تيز بازي در بياره، ميگه: نه! تركه با صداي متجب ميگه: ااا… يعني هنوز تو كونتونه؟!
ژوئن 15th, 2010 در 7:44 ق.ظ
ته روني داشته واسه رفيقاش خالي ميبسته كه: آره اون روز رفته بودم شكار، يهو يك خرس وحشي ديدم، زدم با يك تير كارشو ساختم. وقتي خواستم ببرمش ديدم خيلي سنگينه، يه رونش را كندم انداختم رو شونهام، بقيهاش رو گذاشتم براي لاشخورها. ديگه داشتم برميگشتم كه يه خرس گنده ديگه بهم حمله كرد، اونم شكار كردم و يه رونش رو كندم و انداختم روي اون يكي شونم. يهو تلفن زنگ ميزنه، يارو ميره تلفن رو جواب ميده، وقتي برميگرده يادش رفته بوده داشته چي ميگفته. به رفيقش ميگه: خوب كجا بودم؟ رفيقش ميگه: اونجا كه دوتا رون رو شونت بود. يارو ميگه: آره داداش داشتم مي گفتم, دوتا روناشو گذاشتم رو شونم و آقا آاااي كردم!
ژوئن 15th, 2010 در 8:28 ق.ظ
ساغول اقا مهران یاشیاسان
ژوئن 15th, 2010 در 5:22 ب.ظ
در خر و الاغ بودن ترک ها شکی نیست اندازه پشکل نمیفهمن
نمونش همین مهران
مثل اینکه اون جوکه براش خاطرس :دی خر گازش گرفته
ژوئن 15th, 2010 در 5:24 ب.ظ
فکر کرده همه مثل خودشون الاغن نمیفهمن گرفته جوک هارو برعکس کرده
)
ژوئن 15th, 2010 در 6:05 ب.ظ
اخه مادرجنده ها که ریدین به این مملکت شما که اینقد ره ترک (خر) بودن خودتون افتخار میکنین گمشین از این مملکت برین دیگه گیر دادین به این مملکت اه یه مشت الاغ
افتخارشونم اینه که رهبر ترکه
همون رهبر ترکه که وضعیت مملکت اینه دیگه
از وقتی که ترکا وارد این مملکت شدن ریده شد به این مملکت
در اخر هم کیرم تو کس ننه هرچی ترکه (خر)
ژوئن 15th, 2010 در 6:06 ب.ظ
سلام
کلی خندیدم دمت مرسی خیلی باحال بود
آقا مهران از شما هم ممنون با اینکه بی ادبی بود ولی باحال بود.
ژوئن 16th, 2010 در 10:00 ب.ظ
salam ahmag jan inghadr torkaro maskhrew mikoni ye rooz sare khode fars ahmagham miad pas khafe sho va dg ma torkaro maskhare nakon .montaze nazaret to web logam hastam.bishopor
ژوئن 17th, 2010 در 12:30 ق.ظ
خر منم يا تو؟
الا اي داور دانا تو ميداني كه ايراني
چه محنتها كشيد از دست اين تهران و تهراني
چه طرفي بست از اين جمعيت ايران جز پريشاني
چه داند رهبري سرگشته صحراي ناداني
چرا مردي كند دعوا كسي كو كمتر است از زن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر توئي يا من ؟
***
تو اي بيمار ناداني چه هذيان و هدر گفتي
به رشتي كله ماهي خور به طوسي كله خر گفتي
قمي را بد شمردي اصفهاني را بتر گفتي
جوانمردان آذربايجان را ترك خر گفتي !
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدي دامن
الا تهرانيا انصاف ميكن خر توئي يا من ؟
***
تو اهل پايتختي بايد اهل معرفت باشي
به فكر آبرو و افتخار مملكت باشي
چرا بيچاري مشدي , وحشي و بي تربيت باشي
به نقص من چه خندي خود سراپا منقصت باشي
مرا اين بس كه ميدانم تميز دوست از دشمن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر توئي يا من ؟
***
تو از اين كنج شيرك خانه و دكان سيرابي
بجز بد مستي و لاتي و الواطي چه دريابي ؟
در اين كولژ كه ندهندت بجز ليسانس تون تابي
نخواهي بو علي سينا شد و بونصر فارابي
به گاه ادعا گويي كه ديپلم داري از لندن
الا تهرانيا انصاف ميكن خر توئي يا من ؟
***
چرا با دوستدارانت عناد و كين و لج باشد
چرا بيچاره آذربايجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتي ايران ز تهران تا كرج باشد
هنوز از ماست ايران را اگر روزي فرج باشد
تو گل را خار ميبيني و گلشن را همه گلخن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر توئي يا من ؟
***
تو را تا ترك آذربايجان بود خراسان بود
كجا بارت بدين سنگيني و كارت بدين سان بود
چه شد كرد و لر ياغي كزو هر مشكل آسان بود
كجا شد ايل قشقائي كزو دشمن هراسان بود
كنون اي پهلوان چوني نه تيري ماند و ني جوشن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر توئي يا من ؟
***
كنون گندم نه از سمنان فراز آيد نه از زنجان
نه ماهي و برنج از رشت و نه چائي ز لاهيجان
از اين قحط و غلا مشكل تواني وارهاندن جان
مگر در قصه خواني حديث زيره و كرمان
دگر انبانه از گندم تهي شد ديزي از بنشن
الا تهرانيا انصاف مي كن خر توئي يا من ؟
ژوئن 17th, 2010 در 1:05 ق.ظ
اگر ایران نباشد به تخمم که نیست روم جای دیگر زمین قحط نیست
اگر فارس وزنش……به دشمن دهند از آن به که تن به کشتن دهند
ژوئن 17th, 2010 در 1:07 ق.ظ
زين پس به هر كجا رسيدي
هر جا كه نشان زتورك ديدي
برخيز و وفاي خود نشان ده
در محضر تورك دم تكان ده
ژوئن 17th, 2010 در 1:15 ق.ظ
فارس بودن یعنی سگ بودن و پارس کردن به دیگران. البته دیگر نژادی بنام پارس (پس از حمل عمر به ایران )نمانده بلکه بر اثر تجاوز های دوره ظهور اسلام عربها مادر پارسها رو کرداند و اینک این نژاد عرب ها هستتد که خودشان را فارس مینامند و این در حالی است که نمیدانند عرب هستند و اگر بصورت تمیز به الفبا و لغات زبان فارسی نطر کنی عینا یعنی میبینی که یک زبان خالص عربی هستش والسلام . در ثانی خصوصیات یک فارس بشرح ذیل میباشد
1-عایشا بتمام معنی
2-ولگرد بالفطره
3-حراف و شکم پرست
4-مدام در حال پارس کردن به دیگران و سایر ملتها از جمله آمریکا و اسرائیل و ترکها
5-عرب
6-بی هنر و بی صنعت
7-شاعر و نژاد پرست
8-کله سیاه که بزرگترین نشانه بر عرب بودن انها میباشد
9-خود بزرگ بین جاهل
……
در آخر لیست کلمات و جملات عربی که بر صفحه وب میباشددر پایین اورده شده
حراف-لیست -سازمان-ملل – شعبه – نشانه -حال-صفحه-عینا – نژاد -جمله-کلمات-در ثانی-آخر-مدام-بالفطره-جاهل-خالص و000 در آخر
خدا رو شکر نشدیم فارس بکنیم پارس
ژوئن 17th, 2010 در 6:10 ق.ظ
خیلی قشنگ بود
منتظرتم
بای
ژوئن 17th, 2010 در 10:48 ق.ظ
چوایران مباد تن من هم مباد
چه ترک -لر-بلوچ-کرد-ترکمن-مازنی-گیلاکی-……….همه یک به یک چیز میبالیم ان هم به ایرانی بودنمون
پس خواهش میکنم به قوم وزبان شوخی نکنید
باسپاس پراوان ارش مهرگان پور
ژوئن 17th, 2010 در 1:49 ب.ظ
خطاب به اون غضنفري كه اسم خودش رو گذاشته مهران.
اگه جواب علمي و تاريخي بخوام بهت بدم نمي فهمي…………………….
چون تركي…………………….
فقط دو تا نكته بهت ميگم كه بفهمي
فقط تو ايران به شما خر نمي گويند. بلكه در تمام دنيا به كند ذهني و ناداني معروف هستيد.
1. برو توي ديكشنري نگاه كن معني كلمه TURKEYيعني چه؟
يعني آدم هالو و احمق………..اين ديدگاه انگليسي زبانهاست(انگليس .كانادا .آمريكا. استرالياو………..)
2.برو نقشه جغرافيا را باز كن ونگاه كن ببين اسم سرزمين اجدادت (مغولستان ) را چي نوشتن
MONGOLIA ……………………………… اين ديدگاه جهانيان است نسبت به شما
توي آلمان هم كه همه مي دانند مثل سگ با شما رفتار مي كنند………………..
خب پس ناراحت نشو اين ديدگاه همه جهان است كه شما نژاد كند ذهني هستيد. ابله به دنيا آمده ايد.
ژوئن 18th, 2010 در 12:47 ق.ظ
ey val.ba karim joooooooooooon movafegham.torka kheili kharan,albate balnesbate kharaye bichare.
ژوئن 18th, 2010 در 12:52 ق.ظ
mehran jan goh ezafi nakhor k miam gachet migiram haaaaaaaaaaaaa.mese inke kheili okneyi tashrif dari.itim balaghseeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
ژوئن 18th, 2010 در 4:59 ق.ظ
in yaro mehrane k yeki az asiltarin torkhaye khare ke aslan orzenadare zer bezane khob kasi nist be in yaro bege ke in sayt vase khandst na khord kadane ghomha pas agha mehran lotfan SICTIR BIRON dige to in sayt nazar nade k hame daran behet mikhandan o fosh behet midan SICTIR
ژوئن 18th, 2010 در 5:02 ق.ظ
az modir in sayt ham mamnonam k vaghean matalebesh bahale age baz ham darin bezarid kheyli hal mide
ژوئن 18th, 2010 در 5:03 ق.ظ
MEHRAN MEHRAN MEHRAN MEHRAN SISHTIR SISHTIR SICTIR SICTIR
ژوئن 18th, 2010 در 6:54 ق.ظ
کیرم تو کون کسی که بگه ترکا خرن
ژوئن 18th, 2010 در 5:01 ب.ظ
تو که زیاد به ترک بودن خودت افتخار میکنی اول برو ببین کشورت تورو ادم حساب میکنه و رات میده (ترکه و اذرباییجان)
تو که از ایران خوشت نمیاد گمشو برو دیگه
برای من خصوصیات فارس رو میگی؟
بزار خصوصیات ترک هارو بگم روشن شی
1:زن هاشون تمایل زیادی به دادن دارن این رو از بچه های زیادی که دارن میشه فهمید
2: شغل های شریفشون در تهران : این دسته از خرها که از گروه خود جدا شده اند عموما به شغل رفگری و اشغالی فعالیت دارند وصد البته به شغل باغبانی هم علاقه دارند و بعضی از ان ها بغال هستند
3: برای فهماندن یک مطلب باید یکچیز را بیشتر از 5 بار به انها گفت
ژوئن 18th, 2010 در 5:09 ب.ظ
تو که اینقد تاریخ ایران و خوب بلدی میشه تاریخ ترک هارو هم بگی؟
نمیتونی میدونی چرا؟ چون بی اصل و نصب هستین چون یک مشت خر بودین که یک دفعه سرو کلتون تو ایران پیدا شد
ژوئن 20th, 2010 در 8:10 ق.ظ
ما بزرگیم بزرگیم بزرگیم آری خریم
جمعیّتن خریم وضعیّتن خریم اقتصادیّتن خریم
زبانیّتن دلیّتن بنیادیّتن اهلیّتن فکریّتن خریم
عشقیّتن خریم
انقلابیّتن خریم
خران ِ خیّریم امّا
آخر ِ خرهای جهانیم اگر آخر شما نباشیم.
( زيبا كرباسي )
ژوئن 20th, 2010 در 11:19 ب.ظ
این مهران عقده ای بدبخت ورداشته همه جوک های ترکی رو تحریف کرده،اگه ما فارس ها نگیم که ترک ها خرند می خواین ازتون آزمایش DNA بگیریم تا بهتون ثابت بشه.
ژوئن 21st, 2010 در 1:38 ق.ظ
ترک خر خریّت خودتو بیشتر ازین ثابت نکن…..خاطرات خودت و مادرتو به اسم تهرانیا نوشتی؟
ژوئن 22nd, 2010 در 1:27 ب.ظ
ترک موجودیست که به شدت در مقابل فهمیدن مقاومت می کند
ژوئن 23rd, 2010 در 9:36 ق.ظ
افغانستان يادتون نره اونجا آزاديد هرچقدر خواستين واق بزنيد ( مهد تمدن فارساست ديگه نميشه كاريش كرد )
ژوئن 23rd, 2010 در 9:42 ق.ظ
البته دبي هم جاي بدي واسه واق واق كردن نيست ها ( فقط يه پيشنهاده ) جالبه تو دبی نمی گفتند جنده ایرانی
می گفتند جنده فارس!!! ضمنا آقاي فاكر دم تكون دادن يادت نره ، با فرهنگ ، به تو كه نبايد دو بار بگم
ژوئن 23rd, 2010 در 9:44 ق.ظ
اي فارس بر من نكن پارس بابا دو تا دونه جوك كه اينهمه پارس و پاچه گيري نمي خواد !!!!!! مي خواد ؟؟؟؟
ژوئن 23rd, 2010 در 9:49 ق.ظ
نازي ناناز جون نميشه كه هر روز با آدما حال كنم يه امروز هم با يه ماده سگ حال ميكنيم اشكالي نداره فقط قوربونت كليدام ديشب بغل تختخوابت جا مونده برام پستش كن ممنون مي بوسمت باييييييييييييييي
ژوئن 23rd, 2010 در 9:52 ق.ظ
راستي از همه بر و بچ ممنونم كه مهر تائيد زدن به خصوصياتشون همه موفق و مويد باشيد پايدار باد پارس و پارسي زبانان ته رون عشق آباد و كابل
ژوئن 23rd, 2010 در 10:22 ب.ظ
İktidar koltuğunda oturan politakıcının aklı bozuk paraşüte benzer.
Niçin?
Düşerken açılmaz.
ژوئن 23rd, 2010 در 10:22 ب.ظ
Goethe demiş ki:
- Herkes kendi kapısının önünü süpürsün, şehir sokakları temiz olacaktır.
Ya meydanlar?
ژوئن 23rd, 2010 در 11:12 ب.ظ
Bir gün kişi işdən gəlir yoldaşi yemək gətirir deyir a kişi əvvəla Bismillah de sora ye kişi qaşigi qaytarir deyir ay arvad get işinlə məşgul ol burda nə Bismillah deməliyəmki yeməkdi qabagimdadi yeyəcəm indi
.gülür
Bu vaxt qapi döyülür yoldaşi açir və flan sayli bölmə rəsi filankasov qonşuda adam ölüb sizin ərvizdən şüpələnirlər kişini tutub aparillar 3-4 gündən sonra qapi döyülü xanimi yenə qapini açmaga gedir kimdi deyə soruşanda Kişi deyir Bismillah İnşallah Allah Qoysa Ərindi Arvad aç
ژوئن 24th, 2010 در 3:03 ق.ظ
baba inja che khabare……….be nazare man hich kodom az aghvame irani farghi ba ham nadaran……….hame ye andaze to ersiyeye koroshe kabir ridim………heifeeeeeeeeeeeeeeee irannnnnnnnnnnnnn
ژوئن 24th, 2010 در 3:13 ق.ظ
bozorgtarin risk midoni chiye………ine ke eshal dashte bashi bekhay begoozi……………shayad ma ham eshal dashtim khstim begoozim yehoo kamel ridim be iran………..albate tehranam shode diskooteke daneshjoaye shahrestani….mian ye 4 sal tehraniaro be ga(10 raveshe samoraei)midano miran………
ژوئن 24th, 2010 در 11:07 ق.ظ
MEHRAN KHARE
MAN SHIRAZI HASTAM. MOGHEHI KE AJDADE MAN TAKHTE JAM SHIDO MISAKHTAN AZ SHOMA TORKA BE ONVANE BARKESH ESTEFADE MIKARDAN.
VAGHEAN KHARID MAKHSUSAN TORKAEE KE SUPER MARKET DARANDO MIVE FORUSHI.
VAGHEAN KOS KHOLANDO AHMAGH.
ALHAGH KE KHAR GAZETUN GEREFTE
ZENDE BAD FARSIO BACHEY MASHTII SHIIIRAZ
ژوئن 27th, 2010 در 9:06 ق.ظ
اوه اوه.
چه فشاری به این یارو پسره مهران اومده.
جای ترکه رو با فارسه عوض کرده خوشحاله.
ببین مهران ما یه همکار ترک داریم وقتی براش جک ترکی می گیم ، میگه بابای خودتو مسخره کن !!!
ژوئن 28th, 2010 در 11:05 ب.ظ
به ته راني ميگن به زندگي پس از مرگ اعتقاد داري؟؟ ميگه آره ميگن چطور؟ ميگه به خاطر اينکه دامادم 5 ساله که مرده ولي دخترم هنوز حامله ميشه
ژوئن 28th, 2010 در 11:05 ب.ظ
پيام امام جمعه ته ران به مناسبت انتخابات
اي ملت غيور ته ران . مساله انتخابات ،مساله ناموس نيست كه به سادگي ازش بگذريد
ژوئن 28th, 2010 در 11:06 ب.ظ
يک ضرب المثل پارسی ميگه: رسيدي خونه بزن تو گوش دخترت!!!!! تو نمي دوني چرا زدي اما اون ميدونه چرا خورده
ژوئن 28th, 2010 در 11:07 ب.ظ
دوست کورش آقابهش می گه چه بچه خوشگلی داری – می گه حالا یک کاری برای ما کردی هی منت بذار
ژوئن 28th, 2010 در 11:07 ب.ظ
دختر کورش آقاتو خيابون ميرفته يه هو يه پسره محکم بغلش ميکنه دختره ميگه ببين تا هزار ميشمارم اگه ولم نکني جيغ ميزنم
ژوئن 28th, 2010 در 11:08 ب.ظ
یه روز به یه فارس میگن دخترات چه جورین؟کورش آقامیگه:هر کی برده راضیه!
ژوئن 28th, 2010 در 11:10 ب.ظ
ته روني ها می خواستن نشون بدن که خیلی با کلاس شدند، بعد دم در ورودی شهر می نویسن: به شهر دختران بی پرده خوش آمدید. شهر داری ته ران
ژوئن 28th, 2010 در 11:10 ب.ظ
به ته روني مي گن مگه تو خودت خواهر و مادر نداري افتادي دنبال دختر مردم؟ مي گه: چرا دارم ولي الان رفتن دبی
ژوئن 28th, 2010 در 11:10 ب.ظ
کورش آقا به ایران خانم: وقتى من مُردم، هيچ مرد دیگه ای مثل من پيدا نخواهى کرد.
ایران خانم: حالا چرا فکر مى کنى که بعد از تو بازم دنبال کسى «مثل تو» خواهم گشت!؟
ژوئن 28th, 2010 در 11:11 ب.ظ
کورش آقا دخترش حامله نمیشده . یه روز از خونش میندازدش بیرون بهش میگه تا حامله «نشدی حق نداری پاتو بذاری تو این خونه
ژوئن 28th, 2010 در 11:11 ب.ظ
خرین پیام شهری تنظیم خانواده در ته ران بر روی بیلبوردهای تبلیغات
مادرم دوپدر کافیست
ژوئن 28th, 2010 در 11:11 ب.ظ
کورش آقا به زنش میگه ایران جان راستشو بگو : تا حالا چند نفر پیشت خوابیدن؟ ایران خانم میگه :به جان تو فقط خودت بقیه همشون بیدار بودن
ژوئن 28th, 2010 در 11:12 ب.ظ
کاباره های دبی:
به ته ران سفر کنید تا از مردانگی خود لذت ببرید
ژوئن 28th, 2010 در 11:16 ب.ظ
پسر یه ته روني با پسر قزوینیه رفیق بوده و هر روز کار اینا این بوده که قزوینیه به
ته روني یک پولی میداده و مشغول میشده! یه روز پسرته روني با باباش تو یک مغازه
واستاده بوده که یه دفعه سر و کله قزوینیه پیدا میشه و به پسره میگه: بیا بریم!
ته روني میگه: بابا مگه نمیبینی بابام اینجاس؟! ضایع بازی در نیار! قزوینیه گیر میده
که همین الان باید بیای، بهت 300 تومن میدم! ته روني میگه: بابا چرا حالیت نمیشه؟!
میگم نمیشه، جلو بابام ضایع نکن! خلاصه از قزوینیه اصرار واز فارسه انکار، تا
اینکه باباهه بر میگرده و میگه: پسرجان، یک دقیقه بیا اینجا کارت دارم! پسره
میرینه به خودش، با ترس لرز میره پیش باباش میگه: بله بابا؟! میگه: باباجان
میری یا خودم برم؟!
ژوئن 28th, 2010 در 11:16 ب.ظ
ته رانیه به دوستش می گه :من دیشب تو کیف دخترم کاپوت مصرف شده پیدا کردم! تا اون موقع اصلاً
نمیدونستم که دخترم کیر داره!
ژوئن 28th, 2010 در 11:17 ب.ظ
فارسه میاد خونه میبینه بچهها حسابی شلوغ پلوغ کردن. میگیره همه رو میزنه و ساکتشون میکنه بجز یکی که اصلا هیچی بهش نمیگه. رفیقش بهش میگه: بابا چرا اینقدر بین بچههات فرق میگذاری؟ کورش آقامیگه: آخه اون یکی سیده!
ژوئن 28th, 2010 در 11:27 ب.ظ
با سلام
فارسها یا همان پارسها ، پارس کنندگان وبه قول کردها(جاشها و فارس بی مخ هموزن شعبان بی مخ)، به قول عربهای عزیز و شریف عجمها(کرو لالها) و به قول ترکها تاتها(نفهم-فارس) و به قول یونانیها(بربرهای وحشی) و به قول بنده فرهنگ دزدها خودشان به همه جوک می گویند و وقتی که اعتراض می کنی با خنده می گویند ما برای خنده می گوئیم نه برای تحقیر و علاوه بر همه، انسانیت مهم است! ولی وقتی که دیگران فقط به خاطر خندیدن و بيان حقايق به آنها(پارس کنندگان) جوک می گویند و يا مطلب مي نويسند می شوند عقده ای، پانترک… کسی نیست به این هالوها حالی کنه
که انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس – تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت
یا
“یه سوزن به خودت بعد یه چووالدوز به دیگران”
همچنین ما هر چه جوک برای فارسها می گویئم ففط برای خندیدن می گوییم نه برای تحقیر آنها و برای اینکه آنها باور کنند می توانیم به منشور کوروش(سگ پرور) قسم بخوریم! اگر باور نمی کنید می توانید سرتان را به سختترین جای کوه دماوند بکوبید تا مغز نداشته یتان داغون شود و از دست ما راحت شوید. و الا ما شما را ول نخواهیم کرد!
منبع : http://www.parsijoke.com
ژوئن 29th, 2010 در 12:55 ق.ظ
مهران یک آدم روانی و خیلی احمقیه که وقتش رو صرف این اراجیف می کنه، کشورای دیگه به کجا رسیدن حالا ما چسبیدیم به مزخرفات
خاک تو سرت کنم
ژوئن 29th, 2010 در 11:41 ب.ظ
آخه شما که این قدر ترکه خر می گین چرا پس این قدر به رهبرتون که ترکه میبالید؟ . مگه کریم باقری و دایی ترک نیستن که دارن پرسپولیس رو اداره می کنن پس از این جا میشه فهمید که شما ها سگ ها و نوکرهای ترک ها هستین و توی هیچ جای دنیا شما ها رو به حساب نمی یارن. آشغال های کثیف.
ژوئن 30th, 2010 در 10:20 ق.ظ
اخ چه حاله میکنم ترکا اینجوری کونشون می سوزه
جولای 1st, 2010 در 10:52 ق.ظ
آره از این همه جمعیت ترک خر فقط 2 نفر اسطوره شدن.هنر کردین. ترکای خر
جولای 3rd, 2010 در 2:48 ب.ظ
فارس پارس میکند ترک فارس میکند
جولای 4th, 2010 در 10:07 ق.ظ
همين تركايي كه اين چيزارو درباره ش ميگين از بنيان گزاران تاريخ ايران :مشروطه:انقلاب اسلاميه هست. ما ايرانيا هممون باهم ايرانيم.توهين به هر قومي توهين به خودمونه.مگه ما با هم دشمنيم
جولای 5th, 2010 در 1:15 ق.ظ
ایول مهران خیلی با حالی . دمت گرم
جولای 5th, 2010 در 1:48 ق.ظ
اینا هنوز نفهمیدن زبون مزخرفشون فقط یه لهجه است.
مهران سنی سویورروووووووووووووووم
خیلی باحالی
بوووووووووووووووسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
جولای 5th, 2010 در 8:32 ق.ظ
در وطن شام و سحر سگ بسته اند
توی هر کوی گذرسگ بسته اند
از خلیج فارس این سگ مذهبان
تا خود بحر خزر سگ بسته اند
پاچه ای در مملکت سالم نماند
بس که در این بوم و بر سگ بسته اند
گر بخواهی از وطن خارج شوی
دور مرز پر گهر سگ بسته اند
هم وطن وارد بشو با احتیاط
چون همه جا پشت در سگ بسته اند
تا که هر فکری نیاید در سرت
بهر تو اطراف سر سگ بسته اند
تا که هر شوری نیفتد در تنت
دور و اطراف کمر سگ بسته اند
بهر تو توی اتاق خواب تو
تاق بازی یا دمر سگ بسته اند
تا کسی وارد نگردد سرزده
بر در علم وهنر سگ بسته اند
تا بسازند امتی بی درک و فهم
بهر هر صاحب نظر سگ بسته اند
بهر شاعر بهر ناشر
بابت قصد چاپ هر اثر سگ بسته اند
باب سانسور و برای اختناق
در گزارش در خبر سگ بسته اند
با الف با کرد باید احتیاط
چونکه در زیر و زبر سگ بسته اند
تا مبادا کام تو شیرین شود
در صف قند و شکر سگ بسته اند
شرعی و عرفی سیاسی عاطفی
بهر تو از هر نظر سگ بسته اند
سگ چه سگهایی همه خونریز و هار
از نژاد معتبر سگ بسته اند
سگ نه با آن پوزه و دندان و دم
بلکه در شکل بشر سگ بسته اند
سگ برای ظلم و بیداد آمده
پس به شکل آدمیزاد آمده
هادی خرسندی
جولای 5th, 2010 در 8:35 ق.ظ
یکی از وبلاگهای کانادایی رفتار این فارس وحشی را مورد تفسیر قرار داده و لقب ” خوک ایرانی ” را برازنده این فارس غیر متمدن دانسته است!
http://rjjago.wordpress.com/2008/01/31/iranian-pig-sentenced-to-18-days-for-sexual-assault-in-an-elevator/
جولای 6th, 2010 در 3:15 ب.ظ
مهران جان اين بي غيرت ها گند زدن به ايران!البته بازم استثنا هست بينشون! تهرانم كه شده چهارراه! از هر ده اي توش هست!!! بري تو ذاتشون از هر ده اي يه رگه دارن…..
جولای 9th, 2010 در 11:04 ب.ظ
AZERBAYCAN JANIMDE GIRMIZE BAYRAGIMDE
جولای 9th, 2010 در 11:18 ب.ظ
KARIM harzadive sikim _be khatere nevesh teye balayi
جولای 9th, 2010 در 11:21 ب.ظ
باز هم خندیدیم
جولای 11th, 2010 در 12:41 ق.ظ
آخه nil نفهم اگه قرار باشه تمام شخصیت های بزرگ و مهم ترکی رو بنویسم باید تا آخر عمرت وقت بذاری و اونها رو بخونی ولی چون از اون فارس های نفهمی هنگ می کنی ولی بازم یکی دو مورد می نویسم که شاید مغزت بکشه و بتونی از نفهمی در بیای ……
ابو الحرث ارسلان .آلب ارسلان .آلپتکین .ایرج میرزا . پروین اعتصامی . صائب تبریزی . شهریار.
(خدا را سپاس که نشدم فارس)
جولای 11th, 2010 در 12:48 ق.ظ
آره راست می گی حتی تو سریال هاشون هم یه افغانی وجود داره.واسه همین هست که پرسپولیس طرفدار افغانی داره
جولای 11th, 2010 در 7:21 ق.ظ
عر عر زیادی موقوف………ترکای خر شماها هم حالا ادمید که میخواین به ما اسم شخصیت هاتونو کلکسیون بگیرید. خوبه دوتا ادم (علی دایی. کریم باقری) داخلتون بیدا شد که ضرضر کنید. اون هم بلا نسبت ادم. اقای دایی اگه ادم بودند تیم ملی رو با مربی گریش به گوه نمیزد که ما به جام جهانی نریم. رضا زاده اگر مدیریت بلد بود بچه های وزنه بزداری به دلیل دوبینگی بودن از بازی ها کنار کذاشته نمیشدند رهبر این مملکت اگه رهبر بود کشور ما وضعش این نبود دیگه چی بگم…. اخه شماها چطوری روتون میشه اون زبون ضایتون رو به رخ ما میکشید. زبونی که هیچ خری جزء خودتون قادر به فهم ان نیستید.اقا مهران این خر افسار گسیخته و رم کرده را باید به میخ طویله وسط بیابان بسط تا قدر افیت را بداند .
جولای 12th, 2010 در 12:44 ق.ظ
یادتون باشه که کشور های ترکیه و آذربایجان هم به زبان ترکی هستند و از همه لحاظ از شما نفهم ها برتری دارن فقط کافی برید به استانبول و اون وقت می فهمید که ترکا کی هستند.خیلی وقت ها هم تو ترکیه مسابقاتformula1 برگزار می شه که تمامی رانندگان معروف تو اون هستند و شما ها وقتی پشت گوشتون رو دیدید اون وقت هم اون مسابقات تو تهران برگزار میشه
جولای 12th, 2010 در 1:05 ق.ظ
فردوسی تو میدونش وایساده بوده که یهو یه کلاغه می رینه رو سرش … فردوسي داد میزنه …..سلطان محمودم همینکارو کرد که رفتم شاهنامه رور نوشتما زیاد اذیت کنی شاهنامه 2 را در میارم
جولای 12th, 2010 در 1:05 ق.ظ
راستی میر حسین موسوی رو هم یادتون نره که تو تهرون همه شما نفهم ها داشتید واسه خاطر اون که یه ترکه خودتون رو می کشتید و این رو هم بدونید که تمامی نامداران ورزشی ترک هستند از جمله ساعی و یوسف کرمی که بهترین های تکواندو هستند و قادر میزبانی که بهترین دوچرخه سوار حال حاضر ایران است. تقریبا نود و پنج در صد محققان دنیا معتقدند که زبان ترکی جزو ده زبان برترو زنده دنیاست ولی هی من این رو به شما نفهم ها بگم نمی فهمید چون که اسمتون روتون هست (نفهم)و در آخر نتیجه می گیریم که جر و بحث کردن با شما ها فایده نداره و تا قیامت تونفهمی می مونید و شاید بعد از قیامت از نفهمی در بیاید البته به این هم اطمینان ندارم چون خدا هم نمی تونه با نفهم هایی که به زبان مسخره خودشون میبالن در بیفته
جولای 12th, 2010 در 6:22 ق.ظ
دیگه لازم نیس من چیزی بگم!داداش بالایی همه چی رو توضیح داد.:)
جولای 12th, 2010 در 7:02 ق.ظ
ای من به قربون زبون برتر دنیا برم.راستی بس چرا زبون شما رو بین المللی نکردن. تفلی ها انگلیسی ها حقتونو خوردن بس.. حالا ترکیه و استامبول کجا شما کجا.(به کیر خودت بناز نه به کیر دیگرون) میرحسین موسوی هم منگلی مثل شما اگه ادم حسابی بود که الان رئیس جمهور بود.
جولای 12th, 2010 در 7:10 ق.ظ
یه روز یه ترک خری به مامانش میگه مامان من چطوری بدنیا امدم. مامانش هم میگه بابای خرت خر شد عاشق من ماده خر شد من خر هم خر شدم عاشق اون نره خر شدم. اینطوری شد که خرتو خر شد و کره خری بدر شد.
جولای 12th, 2010 در 7:12 ق.ظ
كردن خبر نداري !!!!!!!
جولای 12th, 2010 در 11:35 ق.ظ
Bebin((((( HICHKAS))))))ba to hastam _HARAY HARAY MAN TURKAM Age harfe dahaneto nafahmi kolle asaalate khanevadegito MIGAYM _havaset 6dang jam bashe bisharaf
جولای 12th, 2010 در 11:37 ق.ظ
YA$ASIN AZERBAYCAN
جولای 12th, 2010 در 11:16 ب.ظ
جراید: کتاب فارسی مدارس بومی میشود…
قم: آن مرد با شمع آمد،
اصفهان: آن مرد پول دارد،
آبادان: آن مرد آن شب با عینک ریبن آمد،
شیراز: آن مرد حال نداشت و نیامد،
سنندج: آن مرد سبیل دارد،
زاهدان: آن مرد را کشتند،
مشهد: ان مرد را دزديدند
اردبیل: آن مرد بار بُرد،
قزوین: آن مرد با یک بچه آمد،
رشت: آن مرد رفت، بابا آمد
جولای 13th, 2010 در 12:21 ق.ظ
اذربایجان: ان خر امد.
جولای 13th, 2010 در 3:00 ق.ظ
روز قیامت گفتند: ادمها به جهنم وحیوانات به بهشت بروند . ترکه راه افتاد طرف بهشت گفتند تو که ادمی برگشت گفت : تا دنیا بود ما خر بودیم قیامت که شد ادم شدیم.
جولای 13th, 2010 در 3:35 ق.ظ
یه ترکه یه زن حامله میبینه میپرسه این چیه؟زنه میگه بچمه.ترکه میگه دوستش داری؟زنه میگه خیلی.ترکه میگه: پس چرا گورتش دادی. به یه ترکی میگن سه تا اسم بگو آخرش الله باشه، میگه روح الله، عین الله، سیندرالله به ترکه میگن شنیدی اسراییل لبنان رو زده؟ ترکه میگه ا مگه اسبانیا قهرمان نشد؟! یه ترکی سکه را میندازه بالا شیر میاد فرار می کنه!!! یه ترکی میره تو دل طبیعت هضم میشه!!! یه روز ترکه میخواست زیردریایی را غرق کنه در میزنه بعد زود در میره!!! یه ترکی میره وام بگیره چون ضامن نداشت منفجر میشه!!! یه دکتری از مریضش که ترک هم بوده می پرسه: این همه قاشق در شکمه تو چی کار می کند؟ مریض می گه: خودتون گفتین روزی یه قاشق بخور
جولای 13th, 2010 در 7:54 ق.ظ
gabele tavajjohe hme FARSAYE pa kota ARIYAYI :Vaksan RAYGAN
جولای 13th, 2010 در 1:00 ب.ظ
MEHRAN YASHA
جولای 14th, 2010 در 2:12 ق.ظ
vaghean khejalat dare.chera in hame kal kal mikonid.har ghomi vase khodesh mohtarame chera tohin mikonid be ham.shakhsiate khodetono zire soal mibarid ba in fohshaii kehavale ham mikonid.baba bikhi.adama hamashon kharan,ghabol konid.tork o fars o kord ham nadare………………….
جولای 14th, 2010 در 3:12 ق.ظ
واقعا براتون متاسفم
جولای 14th, 2010 در 7:06 ق.ظ
ممنون ازین جوک های با نمک.بابا این مهرانم یکی آدم حسابش کنه.مهران طفلک دیگه با هیچ نخ بخیه ای دوخته نمیشه!!!!!!!
جولای 14th, 2010 در 9:38 ب.ظ
واقعا مسخره ايد
جولای 15th, 2010 در 7:13 ق.ظ
بیچاره ترکا دلم براشون سوخت .ولی خیلی باحال کل میندازین کلی خندیدم دمتون گرم بوس بوس.
جولای 15th, 2010 در 3:07 ب.ظ
به تركه ميگن چي شد كه ترك شدين؟
ميگه: والا وقتي خدا مارو خلق ميكرد ازمون پرسيد ميخواين ترك خر بشين يا فارسه مادر جنده؟
مام گفتيم همون ترك بهتره
جولای 15th, 2010 در 9:44 ب.ظ
جراید: کتاب فارسی مدارس بومی میشود…
اذربايجان: ان مرد با 10 خر امد ( + خودش 11)
قم: آن مرد با شمع آمد،
اصفهان: آن مرد پول دارد،
آبادان: آن مرد آن شب با عینک ریبن آمد،
شیراز: آن مرد حال نداشت و نیامد،
سنندج: آن مرد سبیل دارد،
زاهدان: آن مرد را کشتند،
مشهد: ان مرد را دزديدند
اردبیل: آن مرد بار بُرد،
قزوین: آن مرد با یک بچه آمد،
رشت: آن مرد رفت، بابا آمد
جولای 17th, 2010 در 2:49 ب.ظ
بسه باشه شما راست میگین ترکا خرن.
جولای 17th, 2010 در 11:24 ب.ظ
تهران: ان دختر كون داد
آگوست 29th, 2011 در 7:08 ق.ظ
[...] ميگه، جريان چيه؟! زنش ميگه: اين مرتيكه بد دهنه.. ولش كن. رشتيه هم بيخيال ميشه. دوباره فردا داشته ميومده خونه كه جناب [...]
جولای 24th, 2012 در 11:28 ب.ظ
[...] میکنند به یارو مي گن چي شد ترک شدي ؟ مي گه: بچه بودم خر گازم گرفت واکسن که نبود اون موقع ها !!! تو جبهه از هر [...]